تبليغاتX
استامینوفن کدئین

يكي از علماي قم نقل مي كند چند شب قبل كه از عبادت نيمه شب فارغ گشته بودم و سر بر بالين بود به ناگاه خواب بر من چيره گشت
في الحال در آن روياي صادقه مردي را ديدم كه از دور به سمت من مي آمد .. آشنا به نظرم آمد
خوب كه نگريستم
ديدم محمد رضاي ملعون پهلوي است
غمگين گشتم كه چرا پس از آنهمه عبادت خضوع و تضرع اين دجال در نظرم ظاهر گشت! اما باز فرصت را از دست ندادم بسويش رفتم و كلملتي را نثارش كردم كه در تمام عمرم بر زبان نرانده بودم
خوب شنيد و هيچ نگفت
بناگاه سخن گشود كه يا شيخ اندكي درنگ من دستم از دنيا كوتاه است مجالي ده
انديشيدم به هر حال اين ولد ...مسلمان زاده بوده پس خطابش كردم
پدر سوخته و. . . و . . . من با تو كاري ندارم و از تو مبرايم
گفت اي شيخ حاجتي دارم ؟
ديدم رسم جوانمردي نيست كه نشنوم و رد شوم .پرسيدم چيست ؟
بگو اگر در توانم بود بر آورده سازم
گفت
برايم از آن جهان خاكي عينك ري بني باپولاريزه 100 درصد بفرست با دي اچ ال بيايد .
{به گفته خودش پدر سوخته از اي بي ! كاويده بود كه البته اين اي بي چيست هم برايم سوالي شده است واز اين روي نيك مدلش را مي دانست }
پرسيدم چرا عينك دودي مي خواهي؟مي خواهي از آتش دوزخ آن چشمان به حرام آلوده است را مصون بداري ؟

گفتنه بابا از دست مردم ايران دارم كور ميشم

اينجا داشتم زندگي مو مي كردم بي هيچ دردسري

مردم ايران
هي صب تا شب دعا مي كنن ممد رضا نور به قبرت بباره نور به قبرت بباره . دارم كور ميشم :(
جون مادرت عينك رو بفرستا . . . .

+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 12:51 توسط کاربر عمومی |

)
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 12:32 توسط کاربر عمومی |

با سلام

طبق گفته وزیر علوم شهریه دانشگاه های غیر انتفاعی امسال 10 درصد افزایش می یابد و فقط شامل ورودی های جدید می شود
لینک خبر http://www.asriran.com/view.php?id=49088

هم چنین در دفترچه کاردانی به کارشناسی امسال شهریه ثابت دانشگاه های غیر انتفاعی 145 هزار تومان در نظر گرفته شده است ( در حالی که طبق پرینتی که بنده 29 مرداد گرفتم شهریه ثابت رو 160 هزار تومان لحاظ کرده بودند - ترم پیش تقریبا 131 هزار تومان بود)

نکته آخر از دفترچه کاردانی به کارشناسی اینکه اکثر رشته ها مثل مکانیک و معماری و کامپیوتر و ... عنوانشون به مهندسی تکنولوژی تغییر کرده ؛ مثل مهندسی تکنولوژی نرم افزار کامپیوتر.

ان شاالله که به ما هم مدرک مهندسی بدهند


+ نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 14:43 توسط کاربر عمومی |


 

This is the symbol of Manchester, a worker bee , like Manchesrian who used to work hard to make this great city. It's intersting, isn't it?


What's your symbol?.......


+ نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 12:38 توسط کاربر عمومی |


این بازی برای دوستانی که یکم شیطونن خیلی مناسبه.

اگر هم کسی از بازی خوشش نیومد لطفآ همون مرحله اول Browser ش رو ببنده و الکی ایراد نگیره. شاید بعضی ها دوست داشته باشن.

لینک بازی
+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 2:7 توسط کاربر عمومی |


همانا بر ما دانشجویان عزیز و نور دیدگان پدر و مادر واضح و مبرهن است که وقتی هفته ها خودمان را با کار و تلاش (!) خفه می کنیم، از پسِ آن گذراندن اوقات فراغت واجب می باشد. ما دلبندان دولت و ملت، آینده سازان این آب و خاک می باشیم و همانطوری که پدر جانم می گوید اعصاب خط خطی و ناراحت برای ساختن آینده مناسب نمی باشد، زیرا اگر کیفیت آینده هم مثل برخی خودرو های ساخت وطن از آب در بیاید آن وقت خوشا فرار مغزها.

چنین شد که وقتی خانواده بساط سفر بستند تا راهی خانه عمه جانمان شوند، جگرگوشه دانشجویشان زودتر از همه کوله بار بسته، حاضر و آماده شد به چنان سرعتی که بی خبران از حال دانشجویی ممکن بود گمان کنند که این دانشجوی عزیز مملکت از هفت دولت آزاد می باشد (چه بسا هم که گمان درست برده باشند)!

با تشکر از : وبلاگ سلما
+ نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 3:32 توسط کاربر عمومی |

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 20:57 توسط کاربر عمومی |

نانسى آستور (اولين زنى كه در تاريخ انگلستان به مجلس عوام بريتانياى كبير راه يافته و اين موفقيت را در پى سختكوشى و جسارتهايش بدست آورده بود)

روزى از فرط عصبانيت به وينستون چرچيل (نخست وزير پرآوازه وقت انگلستان ) رو كرد و گفت :

من اگر همسر شما بودم توى قهوه‌تان زهر مى‌ريختم .

چرچيل (با خونسردى تمام و نگاهى تحقير آميز) :

من هم اگـر شوهر شما بودم مى‌خوردمش !

Nancy Astor:  If I were your wife, I would put poison in your coffee.

Winston Churchill : And if I were your husband I would drink it !

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 2:34 توسط کاربر عمومی |

یه نظر سنجی یکمی متفاوت از اونیکی , هر کی خواست  مجهول نظر بده اشکالی نداره . لازم نیست فقط یه نفر رو بگین می تونین به ترتیب اولویت تا ۲ نفر رو نام ببرین :

۱-    بدترین استاد (از نظر شما)

۲-    بدترین پرسنل دانشگاه

۳-  خالي بند ترين استاد               

۴-  خوش لباس ترين استاد              

۵-  خوش صداترين استاد      

۶-  مثبت ترين استاد                           

۷-  تاريخي ترین استاد

۸-  فعال ترين استاد                         

۹-  دودرترين استاد           

۱۰- با كلاس ترين استاد                    

۱۱- شيطون ترين استاد

۱۲- با سواد ترین استاد

۱۳ـ بداخلاقترین استاد


پ . ن : با اجازه از کاربر عمومی تغییراتی در پست فوق اعمال گشت تا جذاب تر گردد

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 15:20 توسط کاربر عمومی |

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 17:16 توسط کاربر عمومی |


قبلا شنیده بودیم که آقای نرگسی بخاطر مجادله با دکتر نیکنام بر سر حقوق دانشجویان و اعلام گزارش به وزارت آموزش عالی , از پستش بر کنار شد.
امروز وقتی سر جلسه امتحان مشکل گرما رو به یکی از مسئولین آموزش اطلاع دادم چیزی رو به من گفت که اصلا انتظارش رو نداشتم. به من گفت " اینجا سلمانه دیگه!!!!!!!!!!!!!!"
و به نظر من این مسائل رقم نمی خورند مگر با عدم مدیریت صحیح موسسه توسط دکتر نیکنام.
انگاری همه (هم پرسنل و هم دانشجویان) از این دکتر دل خوشی ندارند.
ای کاش بجای اون دکترای ریاضی یه لیسانس مدیریت داشت.

پ.ن : باز خدا رو شکر که آقای آژیر یکم کارهای این به اصطلاح دکتر رو راست و ریست میکنن.(ممنونیم)
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 0:5 توسط کاربر عمومی |

 

امان از دست این موبایل ...!
خدا به همه رحم کنه
بنده خدا Knowledge ور حق داره می ناله
 
این وسیله خطر داره حسن...

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 19:49 توسط کاربر عمومی |

اين مثنوي حديث پريشاني من است ، بشنو كه سوگ نامه ويرانه من است، امشب نه اينكه شام غريبان گرقته امبلكه به يمن آمدنت جان گرفته ام، گفتي غزل بگو، غزلم شور و حال مرد، بعد از تو حس شعر مرد ، خيال مرد،گفتم مرو كه تيره شود زندگاني ام ، با رفتنت به خاك سيه مي نشاني ام ، گفتي زمين مجال رسيدن نمي دهد ، بر چشم باز فرصت ديدن نمي دهد، وقتي نقاب محور يكرنگ بودن است، معيار مهرورزيمان سنگ بودن است ، ديگر چه جاي دلخوشي و عشقبازي است؟ اصلاً كدام احمق از عشق راضي است ؟ اين عشق نيست...فاجعه قرن آهن است ، من بودني كه عاقبتش نيست بودن است ،حالا به حرفهاي غريبت رسيده ام ، فهميده ام كه خوب تو را بد شنيده ام ، حق با تو بود از غم غربت شكسته ام، بگذار كه صادقانه بگويم كه خسته ام، بيزارم از تمام رفيقان نا رفيق ، اينها چقدر فاصله دارند تا رفيق ، من را به ابتذال نبودن كشيده اند ، روح مرا به مسند پوچي كشانده اند، تا اين برادران رياكار زنده اند ، اين گرگ سيرتان جفاكار زنده اند، يعقوب درد مي كشد و كور مي شود، يوسف هميشه وصله ناجور ميشود ، اينجا نقاب شير به كفتار مي زنند ، منصور را هر آينه بر دار ميزنند، اينجا كسي براي كسي كس نمي شود، حتي عقاب در خور كركس نمي شود ، جايي كه سهم مرد بجز تازيانه نيست ، حق با تو بود ماندنمان عاقلانه نيست ما مي رويم چون دلمان جاي ديگر است، ما مي رويم گر چه به الطاف دوستان بر جاي جاي پيكرمان زخم خنجر است ؛ دلخوش نمي كنيم به عثمان و مذهبش، در دين ما ملاك مسلمان ابوذر است ، ما مي رويم مقصدمان نا مشخص است، هر جا رويم بي شك از اين شهر بهتر است، از سادگيست گر به كسي تكيه كرده ايم، اينجا كه گرگ با سگ گله برادر است، ما ميرويم ...ماندن با درد فاجعه است، در عرف ما نشستن يك مرد فاجعه است، ديريست رفتند اميران قافله، ما مانده ايم و قافله پيران قافله ، اينجا دگر چه باب منو پاي لنگ نيست ،بايد شتاب كرد مجال درنگ نيست، بر درب آفتاب پي درنگ مي رويم، ما هم بدون باد به معراج مي رويم...

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 19:14 توسط کاربر عمومی |

فیلم سینمایی "سنتوری" که اکران آن از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ممنوع اعلام شده بود، سرانجام با اعمال اصلاحات مسئولان از سوی کارگردان مجوز اکران گرفت.

تهیه کننده فیلم سنتوری با اعلام این خبر به خبرنگار ما افزود: «سرانجام با تغییرات مختصری در فیلمنامه و فیلمبرداری برخی از صحنه های مشکل دار، فیلم سنتوری از وزارت ارشاد مجوز اکران گرفت و از هفته آینده در تمام سینماهای ایران به روی پرده خواهد رفت.»

فیلم سنتوری به کارگردانی داریوش مهرجویی و با بازی گلشیفته فراهانی و بهرام رادان پیش از این از وزارت ارشاد مجوز ساخت گرفته بود که پس از ساخت و اکران آن در جشنواره فیلم فجر، وزارت ارشاد مجوز آن را پس گرفت. بنابراین گزارش، سرانجام پس از کسب تکلیف نهایی سازندگان این فیلم، با اعمال نظر مستقیم صفارهرندی وزیر ارشاد، موارد مشکل دار در این فیلم مشخص شد و فیلمنامه اصلاح شده توسط فیلمنامه نویسان وزارت ارشاد (به سرپرستی جواد شمقدری) در اختیار داریوش مهرجویی قرار گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 23:3 توسط کاربر عمومی |


توضیح اضافی نمیدم تا مزش کم نشه.
جالبه و ارزش یه بار دیدن رو داره.
لینک نمایش تیتراژ
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:17 توسط کاربر عمومی |

وقتی مجبوریم برای بدست آوردن حقوقمون تا کمر دولا شیم !!!
زنده باد حقوق مشتری...!

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:56 توسط کاربر عمومی |

خیلی جالب وقتی می فهمی که دانشگاه نسبت به دانشجو بدهکار می شه !!
و وقتی می خواهی طلبت رو بگیری می گه فعلا نداریم ! باشه ترم بعد از شهریت کم می کنیم !!
ترا خدا نگاه کن ببین اوضاع چقدر خراب شده !!
اول باید پول بدی تا شاید بعدا خدمات بگیری.
همه بگیم مرگ بر انگلیس ....

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:53 توسط کاربر عمومی |

چه جمله قشنگی نوشته مدیر وبلاگ که " هر دارو به موازات اثر درمانی مطلوب ممکن است باعث بروز برخی عوارض ناخواسته نیز شود "
از عوارض نا خواسته دنیای مجازی نیز می توان به نظر دادن بجای یک نفر دیگه اشاره کرد.(همونطور که در نظرات پست قبل این اتفاق افتاد)

به نظر من شخصی که اون جمله نا مانوس رو به من نسبت داده بود از چند حالت خارج نیست:
1- شاید چیزایی که من میدونم خیلی به ضرر ایشون هست
2-شاید ایشون دفعه اولی هست که وارد نت میشه و جو گرفتش
3- شاید .....

من این پست رو نزدم که از کسی گلایه کنم , چون می دونم افرادی که من رو میشناسن میدونن من همچین نظراتی نمی دم. این پست رو زدم فقط و فقط واسه اینکه " حواستون باشه , به هر نظری که می خونید اعتماد نکنید چون هر کسی با اسم مجازی می تونه اون نظر رو داشته باشه."

یا حق
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 1:10 توسط کاربر عمومی |

سلام
امروز عصر کلاس نهج البلاغه داشتیم . جاتون خالی
استاد در مورد نفرین کردن و دعا های نفرین مردم صحبت کرد.
حتما می پرسید ربطش چیه؟
ربطش اینکه دیشب بچه ها تا صبح خواب نداشتن. واسه چی؟ واسه اینکه آقای مهندس knowledge  ور , امروز قرار بود جزوه هایی که پر از غلط املایی و علمی بود رو از بچه ها بپرسن و 3 تا منفی بگذارن.
دیشب یه نفر واسه اینکه منو اذیت کنه بهم گفت : انشا الله خواب knowledge  ور , رو ببینی ؟؟
فکرشو بکن اگه 80 نفر آدم , هر کدوم یه اپسیلون هم این آقا رو نفرین کنن , تصادف امروز آقای knowledge  ور ,امری کاملا طبیعی و قابل پیش بینی بوده.
من این وسط دلم واسه کسی میسوزه که با آقای knowledge  ور , تصادف کرده.
دیالوگ های قابل پیش بینی این صحنه به صورت زیر می باشد :
- (طرف تصادف با مهندس) ببخشید قربان ولی فکر می کنم شما مقصر هستید
- (مهندس knowledge  ور ) یعنی چی آقا؟ چرا شلوغ می کنی؟ من که مقصر نیستم. مقصر شمایی. این خیابون به این شلوغی من که نمیتونم هوای تمام ماشین ها رو داشته باشم. اون جایی که من گواهینامه گرفتم خلوت تر از این خیابون بود. تازه من دانشجوی دکترا هستم. من به این حرفا کاری ندارم.  من که دیدم با موبایلت صحبت می کردی , مگه نمی دونی که وقتی با موبایل صحبت می کنی سیستم انژکتور ماشین به هم میریزه و جای گاز و ترمز هم عوض میشه. مقصر هم خودتی. اگه واقعا با این قضیه مشکل داری می تونی بری حذف کنی (طبق عادت کلاس) اصلا حالا که اینجوری شد برات 3 تا منفی می ذارم.
---------------------------------
آقای مهندس من از شما سوال می کنم واقعا رفتاری که شما با دانشجو ها دارین در حد رفتار با کسی که 1 ترم دیگه مهندس میشه هست؟

من از شما سوال می کنم چرا سعی می کنید بچه ها رو از این درس که بسیار شیرین و راحت هست منزوی کنید؟

من از شما سوال می کنم آیا بهتر نیست بجای اینکه (به قول خودتون ) بچه ها 10000 تومان پول به جزوه هایی که مثل کتاب ++C آقای جعفر نژاد قمی "بخون و بخند" هست برن و یک کتاب خوب و جامع بخرن؟

در مقام یک دانشجوی کارشناسی کامپیوتر از شما درخواست دارم در رفتارتون در این کلاس تجدید نظر کنید , چون این رفتار شما هم به دانشجو و هم به موسسه لطمه های جدی وارد می کنه.

+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 21:54 توسط کاربر عمومی |

 سال اول پسرها با کیف سامسونت به دانشگاه می آیند ولی سال آخر با خود هیچ چیز نمی آورند! (  حتی خودشان را!)
 
 

- سال اول همیشه برای نشستن در صندلی های جلو بین دانشجویان رقابت است ولی سال آخر برای نشستن در صندلی های عقب!
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 14:15 توسط کاربر عمومی |

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 21:54 توسط کاربر عمومی |

http://kinokofry.com/comics/study2.gif
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 0:10 توسط کاربر عمومی |

عكسهايي كمتر ديده شده از سربازان آمريكايي در عراق آدمهاي خوب همه جا خوب و آدمهاي بد همه جا بد خواهند بود اين عكسها تائيدي بر صحيح بودن جنگ نيست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 21:47 توسط کاربر عمومی |

می دانم و می دانید که دلیل این همه تحقیر و منزوی شدن چیست ؟ می دانم و می دانید که ایران و مردم ایران ، امروز هزینه سیاست ها و رفتارهای چه کسانی را پرداخت می کنند اما آنچه که ناراحت کننده است این نیست که چرا مشعل المپیک از لندن و پاریس و سانفرانسیکو عبور می کند ، اما از تهران عبور نمی کند ، بلکه درد آور آنجا است که مشعل المپیک حتی از پاکستان با آن همه آشوب و کشت و کشتار هم عبور می کند اما از جزیره ی ایران نه ... !
لینک منبع و متن کامل به همراه عکس
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 21:35 توسط کاربر عمومی |

آنهايي که 19 فروردين تا دير وقت پاي تلويزيون بودند حتما اين صحنه ها را ديده اند. ترکيب اين صحنه ها با صداي خونسرد و بي تفاوت گوينده ترکيب جالبي را به وجود آورده.

لینک فیلم 56 ثانیه
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 21:32 توسط کاربر عمومی |

وقتی که میبینم یک خانم بیمار کلیوی در حالی که گریه میکنه میگه : حالا باید برای دارو گدایی کنیم چون توان پرداخت ماهیانه دویست و پنجاه هزار تومن هزینه داروی ساندیمون خارجی رو نداره و دولت سوبسید این دارو رو قطع کرده به چی باید افتخار کنم !

وقتی که میبینم استاد شیر محمد اسپندار که موفق به کسب دکترای افتخاری موسیقی از کشور فرانسه شده و صد ها لوح و جایزه بین المللی داره و استاد مسلم نواختن دونلی است در دی ماه سال گذشته خانه اش در شهر کوچک بمپور واقع در شهرستان ایرانشهردراثر سیل ویران شده و اکنون در چادر زندگی میکنه و تمام کمک دولت به اون یک چادر و دویست هزار تومان وسایل زندگی و سیصد هزار تومان پول نقد بوده به چی افتخار کنم ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 21:24 توسط کاربر عمومی |


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 0:23 توسط کاربر عمومی |

 یک روز یک پسر کوچولو که میخواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدر جان! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی؟

 

پدرش فکر می کنه و می گه: بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پا برهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 0:4 توسط کاربر عمومی |

ا سلام به تمامی دوستان عزیزم تو این وبلاگ

من چند وقتی بود به این وبلگ سر نزده بودم تا اینکه امروز از بچه ها شنیدم که یک جنجال بزرگ راه افتاده  خوب منم گفتم یک سری بزنم ببینم چیه ؟

وقتی شروع کردم به خوندم پستها خوشحال شدم چون دیدم همه آزادانه و بی محاوا دارن نظر می دم . ازاینکه این جنجال با سخن های من شروع شده بیشتر خوشحال شدم چون فهمیدم چقدر حرفها و کارهای من حداقل برای یک نفر هم که شده مهمه و ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 23:34 توسط کاربر عمومی |

سلام دوستان
چند وقتیه که به لطف مدیر وبلاگ کیفیت آموزشی مهندس عطاران مورد نظر سنجی قرار گرفته.
بنده به عنوان یک دانشجو تقاضا دارم کیفیت آموزش یکی دیگر از اساتید کامپیوتر هم مورد نظر سنجی قرار بگیره.
پیشنهاد من آقای مهندس دانشور (استاد درس مهندسی اینترنت) هست. (این پست فقط یک پیشنهاد هست)
همکلاسی های عزیز لطفا موافقت یا مخالفت خود را با این پست برای کمک به مدیر وبلاگ اعلام کنید

با آرزوی موفقیت برای همه دانشجویان و اساتید محترم
+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 12:58 توسط کاربر عمومی |

سردار رادان: “قرار گرفتن چکمه بر روی شلوار به دلیل نشان دادن بخشی از برجستگی بدن از مصادیق شرع است و تبرج به حساب می آید.”

 

آیتالله جوادی آملی: “دانشمندان فیزیک، شیمی، بارانشناسی و زمین شناسی بدون پسوند اسلامی نفهمند.”

 

حسنی، امام جمعه ارومیه: “اگر فرد مشرکی را وقتی فهمیدیم که واقعاً مشرک شده، باید او رابسوزانیم؛ اگر با گلوله هم بود اشکالی ندارد.”

 

امام جمعه شیراز: “گرانی خانه باعث شد جوان پاک ما به جای مسکن، دوست دختر و دوست پسر بگیرند.”

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 22:37 توسط کاربر عمومی |

 به نظر بنده این دانشگاه به اندازه یه دبستان که چه عرض کنم به اندازه یه کودکستان برنامه ریزی نداره در روزگاری که دانشگاههای کشور ما ۴۰ سال از دنیا عقبن....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 2:10 توسط کاربر عمومی |

توجه … توجه

 عكس و فرد زير از تير 1384 از منزل خود خارج شده و تاكنون مراجعه ننموده است ، وي داراي اختلال حواس بوده و در يك توهم فانتزي !(هاله ي نوراني) سير مي كند، لطفاً پس از مشاهده وي بلافاصله با اولين تيمارستان تماس گرفته و يا پس از سر به نيست كردنش ، با تحويل جسد ، مژدگاني دريافت نماييد . باشد كه بدين وسيله ملتي را از نگراني برهانيد !

بدون شرح...

+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 1:36 توسط کاربر عمومی |

اقلیت محروم

+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت 3:19 توسط کاربر عمومی |

ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
و....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت 3:2 توسط کاربر عمومی |

همشهری ۱۴ بهمن ۸۶:
" پلیس توکیو ۲۰۹ گربه و ۳ سگ را از داخل یک خانه کوچک بیرون آورد. مالکان این خانه که یک زوج جوان بودند، ابتدا ۱۳ گربه و ۳ سگ همراه با خود به این خانه آوردند که به تدریج تعدادشان افزایش یافت و دیگر نتوانستند حیوانات را داخل این خانه که تنها یک اتاق خواب داشت کنترل کنند."

نکته جالبی که در خبر فوق الذکر، جلب توجه می کند آن است که ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 0:31 توسط کاربر عمومی |

*به نظر شما دسته گل عروس کنایه از چیست و چه مفهومی را منتقل می کند؟

۱. با یک گل بهار نمی شود/ با یک عروسی مشکل جوانهای مجرد حل نمی شود!
۲.من گلم تو منگلی با هم می شیم گلمنگلی!/ این که دراین اوضاع و احوال هرکس زن بگیرد، منگل است!....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 0:13 توسط کاربر عمومی |

جغرافياى خانم ها

خانم ها در سن هيجده تا بيست و يك سالگى ، مانند آفريقا يا استراليا هستند : نيمه كشف شده، وحشى، با زيبايى هاى افسون كننده ى طبيعى


در سن 21 تا سى سالگى، مثل امريكا يا ژاپن هستند: كاملا كشف شده، بسيار توسعه يافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل ......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 15:56 توسط کاربر عمومی |